بازی های محلی چمن سلطان
یکی از یادگاران پیشین هر قوم وفرهنگی سنت ها می باشد وبازیهای محلی چمن سلطان عزیز، یادگارانی است که بزرگان وپیشینیان این سرزمین کهن بر ما آموختنندومیراثی گرانبها که برما به یادگار گذاشتندکه متاسفانه درحال حاضر به خاطر ورود تکنولوژی تلویزیون وموبایل وتبلت و...... همگی در حال فراموش شدن وازبین رفتن است وبرخود وظیفه می دانم که بایاری شما عزیزان همشهری وبزرگان نسبت به یاد آوری بازی های سنتی روستایمان به نسل کنونی همت نمایم ،باشد که یادگاری گرانبها برای فرزندانمان در سراسر گیتی باشد.
1- جقله بادام :
بازی جقله بادام بازی است که به صورت 3تا 10یا بیست نفره انجام می شدویک نفر به عنوان سرگروه به هر کدام از افراد شرکت کننده ( اسم شخص ،شی و...) می گذاشت ومکانی را برای انتهای بازی مشخص می نمودندوکلیه افراد به صورت یک صف مستقیم می ایستادندو دست های خودرا در پشت کمر خود به همدیگر قفل می کردندوآن گاه سرگروه شی یا سنگی راکه درداخل دست خود داشت به نوبت از نفر اول تا نفر آخر حرکت نموده ودر داخل دست یکی از افراد قرار می داد وباسر دادن جمله گدن گتسن فردی را که شی ویا سنگ داخل دست او قرار داده بود مخاطب قرار داده واین فرد سریعا" خودرا از دیگر افراد گروه جدا نموده وبه سرعت به محل پایانی که از قبل مشخص شده حرکت می کرد چنانچه افراد دیگر گروه می توانستند اورا بگیرند بازی از نو شروع می شد واگر موفق می شد به نقطه پایان برسد سرگروه از وی می خواست تا نام یکی ازافرادی را که قبلا" گذاشته بود با نام مستعار صدا نمایدوفردی را که صدا می کرد حرکت می کرد وآن نفر را از نقطه پایان تا شروع بازی به پشت خود سوار نموده و می آورد وبازی همچنان ادامه داشت.
2- کلاه برک :
بازی کلاه برک به صورت گروهی که افراد گروه به دو دسته تقسیم می شدند.در ابتدای بازی افراد گروه دایره بزرگ در داخل محوطه بازی می کشیدند ونقطه پایانی راکه کلاه باید تا آن جا برده می شد مشخص می کردند. بازی بر اساس قرعه با یک دسته شروع می شد. دسته اول افرادی بودند که در داخل دایره قرار می گرفتند یک نفر از افراد دسته اول کلاه را بر سر خود قرار داده وبه صورت نیم خیز برروی پاهای خود می نشست ویک پای خود را به صورت درازا برای دفاع از کلاه ودایره خود قرار می داد دیگر افراد دسته اول د کنار خط دایره وجدا از هم به نگهبانی از فرد داخل دایره وکلاه وی می پرداختند تا اگر افرادگروه دوم کلاه رابرداشتند وی را دستگیر نمایند وکلاه رابگیرند. افراد دسته گروه دوم وظیفه دارند تابا حرکات خو وپرت نمودن حواس فرد درون دایره کلاه طوری که پای فرد درون دایره به آنها نخورد کلاه وی را بر داشته وتا نقطه تعیین شده پایانی حرکت نمایند اگر درمسیر موفق به این کار نشدند نوبت آنهاست که در دایره قرار گیرند وچنانچه توانستند کلاه را تا نقطه پایانی برسانند افراد گروه اول باید حرکت نموده و افراد گروه دوم را از نقطه پایانی سوار بر پشت خود نموده وتا نقطه شروع بازی برسانند وبازی دوباره از نو شروع شده ونوبت گروه دوم می شود که کلاه بر سر بگذارند وبازی همچنان ادامه می یابد.
3- کمربند بازی :
این بازی به صورت گروهی ودر دو گروه انجام می شود.ابتدا دایره ای رسم می نمودند و نسبت به تعداد افراد هرگروه کمربندی آماده می نمودند.افراد به دودسته تقسیم می شدند .افراد دسته اول در داخل دایره و جدا ازهم قرار می گرفتندکه در کنار پای هر یک از آن ها کمربندی به صورت دولاشده قرار داشت که وظیفه هرکس مراقبت از کمربند خود وتنها با حرکت پاها بود که بازدن پای خود به پاهای حریف مانع از از بردن کمربند خود می شدند.واگر موفق به زدن پای حریف خود می شدند نوبت گروه دیگر بود که به داخل دایره بیایند. در طرف مقابل گروه دسته دوم که بیرون از دایره قرار داشتندچنانچه موفق به ربودن کمربند می شدندبا زدن ضربه به پایین زانوهای حریفان در داخل دایره باعث آزادی کمربندهای دیگر شده وبا افتادن کمربند به دست افراد دسته دوم افراد درون دایره شروع به کتک خوردن می کردند تا وقتی که موفق به زدن پای یکی از افراد دسته بیرون ازدایره نمی شدند این کار ادامه داشت.و بعد نوبت گروه دسته دوم می رسید که در درون دایره قرار گیرند.
4- باش ده گزمه :
این بازی به صورت گروهی ودر دوگروه انجام می شد. افراد گروه اول بر اساس قرعه در کنار هم حلقه دایره ای شکل تشکیل می دادندوسر پا می ایستادند وبا پرت نمودن پاهای خود به عقب مانع از سوار شدن دیگران به کول خود می شدند.در طرف مقابل افراد گروه دوم وظیفه داشتند که هر کدام یکی از افراد گروه اول را انتخاب نموده وسوار بر کول او شود به نحوی که خود را از ضربه پاهای حریف به سمت عقب در امان نگه دارد .در این بازی تا زمانی که فردی از روی کول افراد گروه اول نیفتاده ویا پای کسی از گروه دوم زده نشده سواری ادامه دارد ودرصورت انجام شدن این کار نوبت گروه بعدی است وبازی همچنان ادامه می یابد.
5- گل گل (الک ودولک) :
این بازی از بازی هایی بود که بیشتر در ایام عید نوروز و فصل بهار در خرمن های کشاورزی اطراف روستا انجام می شد .این بازی علیرغم شیرینی آن خیلی خطرناک بود به نحوی یکی از همکلاسیهایم به نام سید یعقوب موسوی فرزند سید طاهربه علت گرفتن گل در دستش ورها شدن آان متاسفانه باعث نابیناشدن یکی از چشمانش گردیدو افراد زیادی که سرشان شکست ویا آسیب دید.
این بازی به صورت گروهی وحتی دونفری انجام می شود.بازی از یک چوب 1متری ویک چوب کوچک 20الی25 سانتیمتری و چاله تشکیل می شود. بازی به این صورت بود که ابتداچوب کوچک (گل) را طوری قرار می دادیم (سل) که بتوانیم با چوب بزرگ ضربه ای وارد نماییم که از زمین کنده وفاصله بگیردوبا چوب بزرگ ضربه نهایی را بزنیم واین گونه ادامه داشت.قوانین بازی به صورت ذیل می باشد:
الف : هرفرد در حرکت اول یک ضربه می زد.(اول) ب: در حرکت دوم دو ضربه به گل می زد. (دو اول)
پ: در حرکت سوم سه ضربه به گل می زد.(سه اول) ت: در حرکت چهارم می توانست ضربه را به دیگری واگذار نماید. ث :گرفتن چوب کوچک (گل )توسط تیم مقابل در هواهمراه با شکت اعضای کل تیم تلقی می شد.
ج: گرفتن چوب کوچک (گل) بعداز برخورد بازمین وگرفتن آن باعث شکست یک نفر می شد.
چ: در مقابل زدن 5 یا7یا10 ضربه(توافقی)چوب ه گل برای هر نفر زنده محسوب می شد و هر فرد می توانست زنده را خود بزند یابه دیگری واگذار نماید.
6- سورتمله :
بازی سورتمله بازی بود که بیشتر در صحرا وبین چوپانان رواج داشت . این بازی معمولا" در نواحی مانند مرغ ها (چایر) وجاهایی که چوب به خوبی می توانست حرکت نمایدانجام می شد بازی به صورت دونفره ویاچند نفره برگزار می شد چوب دستی را می گرفتندو به صورت افقی در یک خط موازی قرار می دادند وبعد باقرار دادن انگشت اشاره در درپشت چوب آن را به صورت خوابیده به سمت جلو هل می دادند چوبی که جلوتر از دیگرچوب ها بود برنده ونفرات دوم وسوم و... باید کلاه یا کفش خودرا در می آوردند ودر اختیارنفر اول تاضربه ای به آن وارد نماید که گاهی اوقات با پاره شدن کفش ویا کلاه همراه بود وباعث ناراحتی می شد.
7- گل (گیل):
این بازی بیشتر در زمستان ودر شب نشینی های قدیم انجام میگرفت به این صورت که افرادی در حدود 10یا15 نفر شب های طولانی زمستان را در زیر کرسی های گرم می گذراندندو شی (گیل)را در دست یکی قرار می دادند وبقییه افراد بایستی تشخیص بدهند گیل در دست کیست ؟ این بازی گاهی اوقات ساعت ها به طول می انجامید.
8- چوب در هوا :
این بازی از بازی های است که در صحرا به صورت دونفره انجام می شد بدین گونه که یک نفر صدا می زد چوب در هوا ونفر دومی در جوابش می گفت پرت کن هوا ،نفر اول چوبش را به هوا پرت می کرد ونفر دوم با ضربه به چوب نفر اول سعی میکرد چوب اورابشکند واین بازی تا شکستن چوب یک نفر ادامه پیدا می کرد.
چمن سلطان وطن من...